چند سالیست که هوای اقتصاد کشور ابری است و کمیاب شدن و حتی نایاب شدن اجناس مختلف در بازار برای مردم عادی می شود. یک روز پودر لباس شویی کمیاب می شود و قیمتش سر به فلک می کشد، روز دیگر نوبت روغن است که از قفسه بقالی ها حذف شود، روز بعد صحبت از گرانی و کمبود داروست و حالا کره به جمع کالاهای نایاب پیوسته و فردا روز نوبت چیز دیگری است.

گرانی‌های افسار گسیخته‌ و نایاب شدن کالاهای اساسی در سالیان اخیر ، مردم را نگران و افزایش سریالی قیمت ها در سبد معیشت خانوار در چند سال اخیر باعث کاهش قدرت خرید مردم به خصوص اقشار ضعیف جامعه شده است.

افزایش ناگهانی قیمت تخم مرغ در روزهای اخیر به هر دلیلی که بود حسابی حاشیه ساز شد و این بار نیز به رسم هر ساله داستان افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ به نوعی تکرار شد، تخم مرغی که در بعضی کشورها از آن به عنوان توپ بیلیارد استفاده می شود، حالا در ایران دست نیافتنی شده است.


گرانی و تورم در همه جای دنیا وجود دارد اما به این صورت که در جامعه ما مشاهده می شود، نیست. به راستی مسبب این همه گرانی چیست و کیست؟ چرا وقتی در این خصوص از برخی مسئولان سئوال می شود، برخی از عمق فاجعه صحبت می کنند و عده ای نیز می خواهند وضعیت را طوری جلوه دهند که گویی همه چیز آرام است.

این توجیه پذیرفتنی است که بخشی از گرانی ها و کمبودها مربوط به تورم جهانی و تحریم است، اما شاید بخش اعظم آن مربوط به احتکار فرصت طلبان، سلاطین اقتصادی، برنامه های غیر کارشناسی و ناکارآمد اقتصادی و سوء مدیریت و بی توجهی برخی مسئولان باشد.

مقابله قانونمند با گراني افسارگسيخته برخي از كالاها و خدمات مورد نياز مردم را مي توان از جمله اين مسئوليت هاي تقريباً فراموش شده و يا به حاشيه رفته تلقي كرد.

اما شاید دردناک ترین عامل در بین عوامل گرانی وجود شبکه ای از سلاطین اقتصادی در کشور است. متأسفانه چندی است در همه موارد، صحبت از دستهای پشت پرده و سلطان گرانی و مانند آن می‌شود. معلوم نیست چرا این سلطان‌ها، نامرئی باقی‌مانده‌اند؟ چرا کسی جرات و توان پایین کشیدن آنها از عرش به فرش را ندارد؟

سلاطینی از قبیل سلطان شکر، سلطان موبایل، سلطان موز و اخیرا سلطان گوشت که نه تنها در نظام اقتصادی بلکه در نظام اداری و حتی سیاسی کشور نفوذ و رسوخ یافته و کاملا برآنند تا چرخه اقتصادی کشور را کاملا در دست گیرند.

به عنوان مثال، یکی از نماینده های مجلس سال گذشته در مصاحبه با یکی از رسانه‌ها، موضوعات جالبی را درباره سلطان واردات گوشت مطرح کرده است:
«هویت سلطان گوشت ایران برای همه کاملاً مشخص است. این فرد کسی است که اکنون کنجاله‌هایش در کشتی و روی بندر است و اگر بخواهد، می‌تواند یک دقیقه‌ای همه این کنجاله‌ها را وارد کشور کند. این فرد کسی است که بانک مرکزی درباره او به بانک کشاورزی نامه نوشته است، مبنی بر اینکه این پانزده شرکت که وابسته به این شخص، همسر، پسر و دختر وی است، اینقدر بدهی بانکی دارد و با این فرد معامله نکنید؛ اما باز هم با او معامله کردند».

در هر حال، زیاده خواهی و فرصت طلبی عده ای که در حال احیای نسل جدیدی از سلاطین اقتصادی هستند در کنار سایر اخلالگران اقتصادی، وظیفه دولت امید و تدبیر که وجهه همت خود را در سرو سامان بخشی به وضعیت گرانی و تورم قرار داده است، سنگین و سنگین تر می کند.

دولتی که گرچه زمان کوتاهی است که بر سر کار امده، ولی همه اعضای آن، از خود رئیس جمهور تا وزرا همگی می دانند که بخش گسترده ای از نابسمان های اقتصادی نتیجه دست درازی عده ای زالوی اقتصادی است که منفعت خود را در کوچک کردن سفره مردم دیده اند.

واقعیت آن است که دود حاصل از پديده گراني تحمیلی ناشی از برخی دست های پنهان در صورتي كه با آن مقابله جدي نشود، فقط به چشم مردم كم درآمد يعني حاميان پا به ركاب و هميشگي نظام نمي رود، بلكه چشم نظام نيز از اين دود در امان نيست.