مهندس باهنر که سال‌ها است نماینده مجلس شورای اسلامی است، به خیلی چیزها معروف است. یکی‌اش لابی کردن‌های او برای رد شدن یا تصویب شدن یک طرح، لایحه و یا اصلا یک شخص است. سعید ابوطالب که در مجلس هفتم نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی بود، همان ایام در یک جمع دانشجویی گفته بود (نقل به مضمون): شما فکر می‌کنید دکتر حداد عادل رئیس مجلس است در حالی که در هنگام رای گیری وقتی دست باهنر بالا می‌رود، دست‌ها بالا می‌روند و وقتی دست او پائین است، دست‌ها پائین است!

اما این قدرت لابی‌گری مهندس باهنر چند هفته قبل، یک صورت شرعی نیز به خود گرفت. جناب مهندس در گفتگو با خبرگزاری خانه ملت گفته بود: «از کلمه "لابی" در رسانه‌ها ترجمه‌های متفاوتی می‌شود اما اگر بخواهیم از این کلمه استفاده کنیم، ترجمه من از "لابی" این است که اولا هر فردی باید تلاش کند خوب بفهمد و ثانیاً این فهم خود را به دیگران منتقل و آنها را قانع کند که اگر این تعریف را بپذیریم، لابی یعنی امر به معروف و نهی از منکر.»

مهندس باهنر در حالی این تعریف عجیب و البته دینی! از لابی را مطرح می‌کند که لابی کردن معمولا به برخی سازش‌کاری‌ها و دادن امتیازات همراه بوده است. اگر فقط قدرت اقناع مطرح باشد، اتفاقا لابی کردن امری بسیار مطلوب هم هست اما دعوا از جایی شروع می‌شود که این اقناع معمولا با برخی شیوه‌‌های رفتاری غلط و سازش‌کارانه همراه می‌شود و اساسا اقناع از هر طریقی را شامل می‌شود. از این مدل اقناع‌ها این روزها در راهروهای مجلس زیاد شنیده می‌شود.

این روزها به قول برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، راهروهای مجلس محل برای لابی کردن است، لابی‌هایی که قرار است از دل آن‌ها «رای اعتماد» به کابینه پیشنهادی دکتر روحانی در بیاید. دکتر سلیمانی نماینده مردم تهران در مجلس و وزیر اسبق ارتباطات برخی از اقسام این لابی‌ها را بیان داشته که واقعا به دور از شان جمهوری اسلامی ایران است که در راهروهای مجلسش چنین بحث‌هایی مطرح شود. سلیمانی در سرمقاله روزنامه کیهان در روز یکشنبه نوشته است:

«ایشان (وزیر پیشنهادی) هر چه شما گفتید عمل می‌کند»، «او اهل تعامل(یعنی بده و بستان) است»، «من (فرد لابی کننده) قول می‌دهم هر مدیری را خواستید ایشان بگذارد «وزیر پیشنهادی به من (فرد لابی کننده) اختیار داده است به شما اطمینان بدهم حتی معاونین وزیر و مدیران استانی را طبق نظر شما نصب کند»، «ایشان در فتنه نقشی نداشته است»، «اینکه می‌گویند ایشان با سران فتنه همراهی کرده است دروغ است»، «ایشان واگذاری پروژه‌های اقتصادی در استان را با نظر شما انجام می‌دهد»،«ایشان فردی سالم و بدون حاشیه است، و بین کارمندان وزارتخانه بسیار محبوب است» و خلاصه آنچه حسن حساب می‌آید به حساب وزیر بیان می‌کنند و او را از هر عیب و ایرادی مبرا می‌دانند. کاملاً معلوم است که افراد لابی‌گر سازماندهی شده‌اند و تقسیم کار کرده‌اند که با هر نماینده‌ای چگونه و از چه زاویه‌ای صحبت کنند. انسان در کار این جماعت می‌ماند که آیا دلشان برای خودشان می‌طپد یا برای وزیر؟

واقعیت این است که لابی کردن که باهنر از آن به عنوان قدرت اقناع سخن گفته، وجه دیگری جز این سرهم بندی‌های افراد گماشته شده در راهروهای مجلس برای کسب رای اعتماد بیشتر برای کاندیدای وزارت، ندارد.

به نظر می‌رسد مهندس باهنر که سرقفلی لابی کردن در ایران را دارد، باید هرچه زودتر نسبت به انحرافات رخ داده در مفهوم متعالی!لابی کردن از نگاه خودشان که گره خورده به امر به معروف و نهی از منکر است! واکنش نشان داده و این مفهوم دینی! را به ریل اصلی خود بازگردانند.